آتش مفرست
من بسان غرش طوفان مهرگان
به پاس خون شهیدان
درانجمن ناز خوبان
ازنفیر مردان وزنان افغان
میگویم
خون مریز!
من بسان خورشید درچمن
به حکم ضمیرروشن
دربزم دوستان میهن
ازسوزدل بی زبان نوزدان وطن
میگویم
جنایت مکن!
من بسان باد مهرگان هرات
به غلغله تبر فرهاد
درحلقه گیسوی سیاموی
ازهیبت گفتگوی ملالوی
میگویم
آدم مکش!
من بسان دریای خروشان آمو
به فرمان دل حق جو
در ادبگای دیمو
ازنخبگان فکر وهوش اینسو
میگویم
آهن مفروش!
من بسان جوانمردان پکتیا
به پاس خون عروسان زیبا
درمحفل حزن آزادگان دنیا
ازکندز، هلمند ولشکرگاه
میگویم
خیانت مکن
من بسا ن ناهید شهید ازکابل
آدم خان از کشکک
شاه ولی ازلوگر
و صد هزار دیگر ازدیار افغان
بتو میگویم
دروغ مگو ، فریب مده ، تبلیغ جنایت مکن
تو از رابعه ، یوسف ، مادر ، خواهر گوئی
من بتو از باب ، دیمتری ستیلا و سبرین گویم
سبرین سیزده ساله و باب چهارده ساله در سفره سیار مارتا
گریه سر دادند
شوربای آب ونمک تلخین درخیابان کوین سرکشیدند
درجاده دیگر هیکل نارنین به اربابان زور در برابر چند دالر چرکین فروختند
من بتو میگویم
دیگر بس است این ظلم دردیارتان
بگذار باب بی پناه نباشد ، بگذار استیلا بیتوا نباشد ، بگذار دیمتری هم آدم باشد
سفره سیار: سفره ای است که دربسیاری ازشهر های امریکا ایجاد گردیده است بمنظور کمک به مساکین که بسیاری ازفرط فقر وگرسنگی به آن رجوع میکنند.
باب ، ستیلا و دیمتری مارتا نام مردمان آن دیار است
عظیم آبرومند
18 دلو سال 1388 هجری شمسی
7 فبروری سال 2010 میلادی