بررسی مفصل فن سیره

و اصول نقد حدیث – بخش اول

 

اقتباس: فروغ جاویدان – مرحوم سلیمان ندوی (رح )

 

گرچه در حال حاضر در فن سیرت صد ها عنوان کتاب موجود است، ولی همه آنها به سه، چهار کتاب منتهی می شوند: سیرت ابن اسحق، واقدی، ابن سعد و طبری،  علاوه بر اینها کتابهای دیگر که بعدا تالیف شده اند، مطالب و وقایع آنها بیشتر، از همین کتابها اخذ شده است، البته سهمی که کتب حدیث در تدوین سیره دارند، در اینجا از آنها بحث نمی شود. لذا  کتابهای فوق الذکر باید بیشتر مورد تحقیق و شناسایی قرار گیرند، از آن میان، سیره واقدی به طور کلی غیر قابل توجه و بررسی است. همه محدثین می نویسند: او از جانب خود روایات جعل میکند، در واقع تصنیف او گواه بر این مدعا است. نسبت به وقایع و جریانهای جزیی چنان شرح و تفصیل قابل توجه و دلپذیری بیان میکند که امروزه ماهر ترین خبرنگار، حالات و وقایعی را که مشاهده کرده، نمی تواند به آن صورت به رشته تحریر در آورد. علاوه بر واقدی سه مصنف دیگر قابل اعتبار اند.

در باره ابن اسحق، اگر چه امام مالک و بعضی دیگر از محدثین جرح کرده اند، ولی او دارای رتبه و مقامی است که امام بخاری در رساله خود (جزء القراءة) با سند از او روایت نقل میکند و آنها را صحیح می داند، در باره ابن سعد و طبری بحثی نیست، اما، جای تاسف است که مستند بودن آن دو بزرگوار بر مستند بودن تصنیفات شان اثر چندانی ندارد. اینها خود شان همراه و شریک وقایع و جریانات نبودند، لذا آنچه بیان میکنند، از طریق روایت کنندگان دیگر بیان میکنند. بسیاری از روایان آنها ضعیف الروایه و غیر مستند هستند. علاوه بر این، اصل کتاب ابن اسحق در هند موجود نیست. ابن هشام کتاب ابن اسحق را بعد از ترتیب و تنقیح به شکلی دیگر در آورد که امروزه موجود است، این هشام کتاب این اسحق را از طریق (زیاد بکایی) روایت کرده است بکایی گرچه دارای رتبه و مقامی است، اما از معیار عالی محدثین پایین تر است. ابن مدینی ( استاد امام بخاری) می گوید: او ضعیف است و من او را ترک کرده ام. ابو حاتم می گوید: او قابل استناد نیست. نسایی میگوید: او ضعیف است.

بیش از نصف روایات ابن سعد از واقدی گرفته شده اند، لذا آن روایات همان مقام و اعتباری را دارند که اصل روایات واقدی دارند. بقیه راویان، بعضی ثقه و بعضی غیر ثقه هستند. شیوخ بزرگ طبری امثال سلمه ابرش، ابن سمله و غیره ضعیف الروایت اند.

بنا براین، در مجموع، گنجینه سیرت، هم پایه کتب حدیث نیست. البته آنچه از آن با معیار تحقیق و نقد محک زده شود، حجت و قابل استناد است.

بزرگ ترین علت پایین بودن مقام و رتبه سیرت از حدیث، این است که ضرورت تحقیق و نقد، به احادیث احکام اختصاص داده شد، یعنی بیشتر روایاتی نیازمند نقد و بررسی اند که از آنها احکام شرعی ثابت می شوند، بقیه روایات که درباره سیرت، فضایل و غیره اند، نیاز چندانی به نقد و بررسی ندارند. حافظ زین الدین عراقی که از محدثین بلند مرتبه است در مقدمه سیرت منظوم مرقوم داشته:

و لیعلم الطالب ان السیرا     تجمع ما صح و ما قد انکرا

یعنی، باید دانست که سیرت، روایات صیح و غلط را گرد آوری میکند، همین علت است که در مناقب و فضایل اعمال، به کثرت، روایات ضعیفی شایع و شامل شد و علمای بزرگ، ذکر آن روایات را در کتابهای خویش جایز قرار دادند. علامه ابن تیمیه در کتاب التوسل می نویسد: قد رواه من صنف فی عمل الیوم و اللیلة کابن السنی و ابن نعیم و فی مثل هذه الکتب احادیث کثیرة موضوعة لا یجوز الا عتماد علیها فی الشریعة باتفاق العلما.

یعنی، این حدیث را کسانی روایت کرده اند که در اعمال شب و روز کتابها نوشتند، مانند: ابن سنی و ابی نعیم و در اینگونه کتابها به کثرت احادیث دروغین موجود است که اعتماد بر آنها غیر جایز است و بر این،  تمام علما اتفاق نظر دارند.

حاکم در مستدرک، این حدیث را روایت کرده است: هنگامی که حضرت آدم مرتکب خطا شد و از وی خطایی سر زد، به بارگاه خداوند عرض کرد: ای خدا! به طفیل و آبروی محمد خطایم را عفو کن. خداوند فرمود: چگونه محمد را شناختی؟ حضرت آدم گفت: نظرم بر پایه های عرش افتاد که در آنچا چنین نوشته بود ( لا اله الا الله محمد رسول الله) من از دیدن آن فهمیدم، نام کسی را که با نام خود همراه کرده ای، حتما محبوبترین مخلوقات نزد تو خواهد بود، خداوند فرمود: راست گفتی و اگر محمد نبود من تو را هم خلق نمی کردم.

حاکم پس از نقل این حدیث اظهار داشته است: این حدیث صحیح است. علامه ابن تیمیه این قول حاکم را نقل کرده می نویسد: و اما تصحیح الحاکم لمثل یصحح احادیث و هی موضوعة مکذوبة عند اهل المعرفة بالحدیث و کذالک احادیث کثیرة فی مستدرکه یصححها و هی عند ائمة اهل العلم و بالحدیث موضوعة. کتاب التوسل / ۱۰۱ طبع المنار – تذکرة الحفاظ ذهبی – تذکره حاکم

 

ترجمه : صحیح دانستن حاکم، اینگونه احادیث را، مسئله ای است که ائمه حدیث آن را انکار کرده اند و گفته اند: حاکم، بسیاری از احادیث دروغ و موضوع را صحیح می گوید. همچنین حاکم در مستدرک، احادیث بسیار آورده و آنها را صحیح گفته در حالیکه نزد علمای حدیث موضوع اند.

علامه ابن تیمیه از کتاب ابو الشیخ اصفهانی یاد میکند و می نویسد:

و فیها احادیث کثیرة قویة صحیحة و حسنة و احادیث کثیرة ضعیفة موضوعة واهیة و کذالک ما یرویه خیثمة بن سلیمان فی فضائل  الصحابة و ما یرویه ابو نعیم الاصبهانی فضایل الخلفاء فی کتاب مفرد فی اول حلیة الاولیاء و ما یرویه ابوبکر الخطیب و ابو فضل بن ناثر و ابو موسی المدینی و ابوالقاسم بن عساکر و الحافظ عبد الغنی و امثالهم ممن له معرفة بالحدیث.

یعنی، و در آن، احادیث بسیاری است که قوی و حسن اند و بسیاری ضعیف، موضوع و مهمل اند و همچنین احادیثی که خیثمه ابن سلیمان در فضایل صحابه بیان میکند و آن احادیثی که ابو نعیم اصفهانی در کتاب مستقل و در اول حلیة الاولیا در فضایل خلفا روایت میکند و نیز روایاتی که ابوبکر خطیب و ابو الفضل و ابو مو سی مدینی و ابن عساکر و حافظ عبد الغنی و غیره و مانند آنها روایت میکنند.

ابو نعیم، خطیب بغدادی، ابن عساکر، حافظ عبد الغنی و .... ائمه حدیث و روایت بودند، ولی باوجود این، در فضایل خلفا و صحابه احادیث ضعیفی، بی تکلیف روایت می کردند، علت آن این بود که، عموما این مسئله شایع شده بود که احتیاط و شدت تحقیق فقظ در احادیث مربوط به حلال و حرام باید عملی شود و علاوه بر آن در روایات دیگر فقط ذکر سلسله سند کافی است و نیازی به تحقیق و نقد و بررسی نیست. در موضوعات ملا علی قاری مرقوم است: واعظی در بغداد این حدیث را بیان کرد: روز قیامت خداوند متعال آن حضرت صلی الله علیه وسلم را همراه با خود بر عرش می نشاند. چون امام ابن جریر طبری این را شنید، شدیدا ناراحت شد و بر دروازه خانه خود این جمله را نوشت: برای خدا هیچ همنشینی نیست، مردم عوام بغداد بسیار ناراحت شدند و آنقدر بر خانه امام سنگ زدند که دیوار ها فرو ریخت.

در اینجا نکته ای قابل توجه است و آن اینکه مسلما در فن حدیث و روایت، احدی ماهر تر از امام بخاری و مسلم، پیدا نشده است. ارادت، خلوص، و علاقه ای که به رسول اکرم صلی الله علیه وسلم داشتند، ازین جهت بر تمام محدثین برتری داشتند، باوجود این، در باره فضایل و مناقب، روایات مبالغه آمیزی که در بیهقی، ابو نعیم، بزاز، طبرانی و غیره وجود دارند، در بخاری و مسلم اثری از آنها نیست، حتی این قبیل احادیث که در نسائی، ابن ماجه، ترمذی و غیره یافت می شوند، در صحیحین وجود ندارند، از این قضیه ثابت می شود که هر قدر رتبه نقد و تحقیق بالا تر رود، از روایات مبالغه آمیز کاسته می شود، مثلا این روایت را که، وقتی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم متولد شدند چهارده برج از ایوان کسری فرو ریخت، آتشکده فارس خاموش شد،  بحیره طبریه خشک گردید، بیهقی، ابو نعیم، خرائطی، ابن عساکر و ابن جریر روایت کرده اند. اما، در صحیح بخاری و مسلم بلکه در هیچ کتابی از صحاح سته موجود نیست. کتابهایی که در سیرت نوشته شدند، بیشتر از همین نوع کتب ( طبرانی، بیهقی، ابو نعیم و غیره) ماخوذ اند. به همین لحاظ به کثرت، روایات ضعیفی در آنها موجود است و بر همین اساس، محدثین اظهار داشته اند که در سیره هر نوع روایات موجود است. اصولی که محدثین تهیه و تنظیم کرده اند در روایات سیرت به آنها توجه نشده است.

اولین اصل محدثین این است که سلسله روایت تا عین واقعه و جریان تداوم داشته و منقطع نشود. اما درباره حالات ولادت آن حضرت هر چه روایت وجود دارد، اکثر آنها منقطع اند. هیچ یک از اصحاب، در زمان ولادت ایشان در سنی قرار نداشت که بتواند روایتی را نقل کند، از همه بزرگتر حضرت ابوبکر صدیق است، او از رسول اکرم  دو سال کوچک تر بود. بر هیمن اساس، هر تعداد روایت که در باره میلاد مسعود وارد شده، اکثر آنها غیر متصل اند و به همین لحاظ، روایات بی اساس درین باره شایع گردید. مثلا ابو نعیم از مادر آن حضرت روایت کرده: وقتی که ایشان متولد شدند، پرندگان بسیاری به خانه آمدند که منقار شان از زمرد و پرهایشان از یاقوت بود. سپس ابر سفیدی آمد و رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را با خود برد و ندایی به گوش رسید که این طفل را به مشرق و مغرب و تمام دریا ها ببر تا تمام مردم او را بشناسند.

بیشترین قسمت مغازی از امام زهری منقول است، ولی اکثر روایات او که در سیره ابن هشام و طبقات ابن سعد و غیره مذکور اند، منقطع هستند.

 

ادامه دارد.