بسم الله الرحمن الرحیم

ان فرعون علا فى الارض و جعل اهلها شيعا يستضعف طائفه منهم يذبح ابنائهم و يستحيى نسائهم انه كان من المفسدين

سوره قصص ایه 4

به درستى كه فرعون در زمين بلند پروازى كرد و مردمش را گروه گروه ساخت، طايفه اى از ايشان را بيچاره و ضعيف كرد، تا آنجا كه پسرانشان را مى كشت و زنانشان را زنده مى گذاشت، راستى كه او از مفسدان بود.

 

ازهیولای دهشت افگنی تا افلاس دیموکراسی

صحنه های جنگ بی تصویر در وطن این سوال را بطور جدی در ذهن هر انسان اندیشمند مطرح می سازد که چرا افغانها مشغول یک جنگ نابرابر در مقابل  قوای ناتو می باشند ، جنگی که به یقین صرف یک بازنده دارد وآنهم قوای ناتو .

اما پیش از اینکه به پاسخ این سوال بپردازیم  لازم است تا نخستین روز های تجاوز امریکا را علیه افغانستان در ذهن مجسم سازیم. آن روزهایکه یک تعداد از حلقات افغان در برابر یک مشت دالر اقناع گردیدند تا زمینه تجاوز را بالای میهن آماده سازند. خوب به یاد داریم که آقای داکتر عبدالله عبدالله حین مصاحبه های داغ با سی ان ان درجریان حملات هوائی بالای توره بوره و حملات وحشیانه در چاره قلعه  می گفت که تا کنون بمباران مناطق کافی نیست و بایست بیشتر وشدیدتر حمله صورت گیرد و مقاومین بیشتر کشته شوند. ویا آقای داکتر امین فرهنگ با کمال وقاحت عین همین جملات را  با ژورنالیستان  آلمانی تکرار می کرد. ویا قایم مقام سفارت افغانستان در برلین طی مصاحبه با تلویزون آلمان ادعا میکرد که بیست وپنج هزار دهشت افگن درخاک افغانستان وجود دارد. تاریخ حربی دنیا گواه است که حملات هوائی امریکا بالای خاک افغانستان ازنکته نظر شدت افشاندن بمب و استمرار پرواز های طیارات بی دو  بی سابقه بوده ، پیر و برنای وطن  غرش مخوف آن غولان وحشی را تا کنون به یاد دارند.  ناگفته نباید گذاشت  که پروفیسور برهان الدین ربانی یکی از اشخاصی در تاریخ افغانستان است که در ردیف شاه شجاع ، کارمل و کرزی قرار می گیرد. استاد ربانی متصل به ختم کنفرانس بن در سال 2001 میلادی از جامعه جهانی رسما به عنوان رئیس جمهور افغانستان تقاضای کمک عسکری برای تامین امنیت در افغانستان نموده و راه را برای تجاوز شرمگین ناتو بالای کشور به خون غنونده افغانها هموار ساخت. این کاغد رسمی است که منحیث ضمیمه توافقات بن در ارشیف موسسه ملل متحد و ورزات خارجه آلمان موجود است.   

اندیشمندان سیاسی به این نظرند که جنگ کنونی در افغانستان از غامض ترین وپرپیچ ترین جنگ درمالوفه های اقتصادی ، فکری و هویتی بوده بسادگی نمیتوان حجاب ازآن برداشت. دست های نامرئی و مشهود قدرت و ثروت درین جنگ هیزم می کشند و زمامداران قدرت ومکنت آتش کبرونخوت را در خاک افغانستان  فزونی می بخشند. ایران ، روسیه و هند از یکسو  پاکستان ، چین ، ترکیه  ازسوی دیگر به این آتش روغن می ریزند . البته امریکا و انگلیس مبتدی جنگ و تجاوز بالای افغانستان بوده و کشور های اروپائی مانند فرانسه ، آلمان و یا عربستان سعودی از هم پیمانان جنگی امریکائیان در خاک افغانستان می باشند با یک استثنا که عربستان سعودی صرف در مالوفه سیاسی ، اقتصادی و استخباراتی  در کنار امریکا قرار دارد.

میدانیم که برای تبیین پدیده های طبیعی و اجتماعی ذهن آدمی به ساده پردازی محتاج است. به  همین منظور برای فهم خوبتر مسئله غامض معمای جنگ در افغانستان به ساده گرائی می پردازیم و نمای بیرونی جنگ را در اصناف مختلف به نمایش می گزاریم تا به سوال نخستین جواب مقنع داده شود.

·         واقعیت این است که همین اکنون رسما یکصد و سی هزار عسکر تا دندان مسلح قوای ناتو در افغانستان مشغول جنگ با افغانها است.

·         درپهلوی رقم یاد شده شرکت های خصوصی جنگی خارجیان زیر عنواین مختلف امنیت ، مبارزه علیه مواد مخدر ، محافظه ازاراکین دولت تحت الحمایه ،  اجیران خود را به افغانستان فرستاده اند که منابع مختلف تعداد آنان را جمعا به دوصد هزار نفر تخمین می زنند. 

·         مصارف جنگی قوای متجاوز در افغانستان در طول ده سال گذشته در حدود  پانزده بیلیون دالر امریکائی بوده که تنها امریکا هفتاد فیصد آنرا یعنی یک هزار و سیصد میلارد دالر آنرا در طول مدت ده سال گذشته متقبل گردیده است.

·         کشته شدگان عساکر قوای متجاوز تا اواسط سال جاری رسما به دوهزار پنجصد نفر می رسید.

·         کشته شدگان شرکت های خصوصی جنگی در حدود شش هزار نفر تخمین زده شده است.

 

نکات یاد شده صنف اول بدییهات جنگ را برشمرده است و آنرا  صورت اول واقعیت نام می گذاریم و به این ترتیب به صورت های دیگر واقعیت جنگ می پردازیم.

·         درجنگ افغانستان چهل و سه کشورجهان شمولیت دارد. قسمت عمده عسکر جنگی را امریکا ارسال نموده است. رسما نود هزار عسکر امریکائی در افغانستان مصروف جنگ است.

·         عمده ترین نقش را درین جنگ بالترتیب دولت های امریکا ، انگلیس ، آلمان ، فرانسه ، استرالیا ، ایتالیا و کانادا بازی می کنند.

·         اشغالگران در هفتصد اردوگاه نظامی درسرتاسر افغانستان مستقر می باشند و هیچ کدام ازاین اردوگاه ها جای مطمئن متواتر برای زیست عساکر نمی باشد.

اسناد پژوهشی درباره مصارف جنگی قوای ناتو خاطر نشان میسازد که رقم یاد شده یعنی مبلغ یک هزارپنجصد میلارد دالر صرف مصارف خالص جنگ می باشد ، مصارف جانبی جنگ یعنی بازگشت  عساکر واجیران که ازناحیه جنگ اضرار روانی پیدا کرده اند و تحت معالجه قرار می گیرند و وضغ اجتماعی ماحول را دگرگون می سازند هم یک مصرف هنگفت را در قبال خواهد داشت. این جنگ،  ذولت امریکا ، انگلیس ، کانادا ، استرالیا ، فرانسه ، آلمان ، ایتالیا ، اسپانیه ، پرتگال ، ایرلند و بلاخره یونان را نه تنها به کسر بودجه مبتلا ساخته است بلکه شهروندان این کشور ها  را بدهکار و قرضدار دراز مدت ساخته است. برای اثبات این مدعا سه مثال کافی است .

1-      دولت امریکا دروسط سال جاری عیسو ی پانزده بیلیون دالر بکلام دیگر پانزده هزار میلارد دالر از منابع پولی سرمایه داران داخلی وخارجی ، نطام های بانکداری ، صندوق های بیمه های تقاعدی و حتی منابع پولی دستگاه های دولتی کشور های بیگانه مقروض می باشد. اوسط سرانه قرضداری شهروندان امریکائی بالغ بر چهل وهشت هزار دالر است. 

2-      وضع قرضداری آلمان فدرال نسبت به امریکا کمی بهتر است. لیکن متخصصین اقتصاد و بودجه براین باورند که آلمان فدرال درسال جاری دوهزار میلارد ایرو بدهکار است. یعنی اوسط قرضداری سرانه آلمانی ها بالع بر سی و چهار هزار پنجصد دالر می باشد.

3-      یونان مهد دیموکراسی و فرهنگ غربی دریک وضع رقت بار قرار دارد. اصولاً دولت یونان به افلاس رسیده است. عبارت افلاس بمفهوم ورشکستگی عام وتام می باشد. یعنی با وجود لیلام همه سرمایه های ملی از قبیل شرکت خطوط هوائی ، شرکت مخابرات دولتی ، شرکت باربرداری و پسته و ده هاسایر شرکت های دولتی ، قرضداری دولت به سه صدوسی میلارد دالر می رسد. نکته قابل غور این است که هر یونانی بعد از به لیلام رساندن همه بود ونابود مالی خود وصرف نظر کردن از همه حقوق تقاعدی و سایر حقوق صندوق های کمک های دولتی حد اوسط سی هزار دالر خالص قرضدار می باشد ، درصورتیکه هر یونانی  بیچاره تنها درهمین سال مجبور به پرداخت یک هزار دالر به بودجه وزرات دفاع گردیده است. برندگان این بازی البته چند بانک مشهور امریکائی ، آلمانی و فرانسوی از یکسو و سرمایه داران فابریکه های تسلحیاتی همان کشور ها از سوی دیگر می باشند.

 

صتف سوم واقعیت صوری قضیه جنگ و تجاوز در افغانستان را  نکات زیر تشکیل میدهد:

·         دولت اسرائیل از جنگ در افغانستان یک منبع بزرک عایداتی را بدست آورده است. در پهلوی فروش شماری زیادی از تسلحیات خفیفه طیارات بی سرنشین خود را به آلمان وامریکا یا به کرایه داده و یا بفروش می رساند.  تربیه عساکر آلمانی برای استفاده ازطیارات بی سرنشین درخاک اسرائیل صورت دیگر مسئله است. این معامله بعد از گذشت شصت و پنج سال یعنی جنگ دوم جهانی یک نکته انعطاف درسیاست اسرائیل و آلمان می باشد. ارزش پرداخت کرایه طیارات بی سرنشین اسرائیل یک مبلغ دو رقمی میلیونی  می باشد. شرکت تسلحیاتی اسرائیل بنام ایرو اسپیس و شرکت راین میتال آلمان در ساخت طیارات بی سرنشین همکاری تکنالوژیک دارند.

·         پیمان اتلانتیک شمالی با شمولیت خود درجنگ افغانستان دریک بحران عمیق هویت قرار گرفته است. مصوبه ناتو مبنی بر حمله بر خاک افغانستان حاوی هیچ نوع شرایط برای ختم جنگ در افغانستان نیست و در هر موقع اعضای پیمان اتلانتیک شمالی میتوانند از آن مصوبه تفسیری بنفع خود انجام دهند. به این ترتیب امریکا منحیث یگانه حامی اصلی پیمان ناتو میتواند تمام استراتیژی نظامی وسیاسی این پیمان را دگرگون سازد.

·         بعلت همین دگرسازی اعضای پیمان اتلانتیک شمالی نسبت به یک دیگر کمترین اعتماذ را درجنگ افغانستان دارند.  چنین است که روسای جمهور هر کشور ناتو ، وززای خارجه ، وزرای دفاع ، صدراعظم و سایر وزرای مهم آنکشور ها متواتر به افغانستان سفر می کنند تا از یکجانب معلومات دقیق را مستقیما دریابند و ازجانب دیگر بقوای عسکری خوذ اطمینان خاطر دهند که جنگجویان آنها ازپشتیبانی سیاسی داخلی برخورذارند. وازجانبی هم به شهروندان کشور های خوذ خاطرنشان می سازند که سیاسیون دولتی ازحضور نیرو های نظامی خود در میدان خطرناک جنگ حمایت می کنند.

·         رقم رفت و آمد سران دولتی کشور های عضو ناتو به افغانستان بدون مبالغه در تاریخ سیاسی دنیا بی نظیر بوده و این خود یکی از علایم پرپیجی جنگ و تجاوز در افغانستان می باشد.

 

وصنف چهارم واقعیت صوری قضیه جنگ افغانستان درنکات زیر درج میگردد:

 

·         گوانتانامو منحیث مظهر قدرت بی لجام و قساوت عریان علیه مخالفین در سرتاسر زمین ایجاد گردید. این مسئله عطف توجه جدی را می طلبد. آغاز این شیوه جنگی علیه مخالفین بدستور جورج بوش رئیس جمهور قبلی امریکا صورت گرفت. اروپائیان بخصوص آلمانی ها و فرانسوی جورج بوش را منحیث یک سیاست مدار کم فکر تلقی می کردند مگر زمام سیاسی دنیا را بوی واگذار بودند. حلقات مختلف روشنفکری و انجمن های علمی به جورج بوش وقع قایل نبودند.  گوانتانامو در منطقه بسیار دشوار اقلیمی قرار دارد و با شکنجه زندانیان میخواستند پیام وحشت و قساوت را دردنیا پخش کنند. لیکن این نوع تبلیغات آن زمانی از کارآئی بازماند که افغانها آغاز بمقاومت کردند و آن ترس و هراس و قساوت و قدرت به زبونی و افسردگی مبدل گردید و ذهنیت جوامع دنیا ازین شیوه انزجار وتنفر عمیق خود را ابراز داشتند.

·         اهداف جنگی وتجاوز امریکا وناتو بالای افغانستان درتبلیغات رسمی مبتنی بر پنج مواد بود. مبارزه علیه دهشت افگنی بین المللی ، رونق دیموکراسی ، حمایت و ترویج حقوق بشر ، تامین امنیت و ایجاد نظام مستحکم سیاسی وبلاخره مبارزه علیه کشت مواد مخدر. در ماده حمایت ازحقوق بشر مسئله دفاع ازحقوق زن نیز شامل بود.

·         موقعیت جیوپولیتیک افغانستان و مواد معدنی خام افغانستان که ارزش آن را روسها دردوران تجاوز خود بخاک افغان در حدود دو هزار میلارد دالر تخمین کرده بودند ، مطالبی است که بعد از تجاوز امریکا عنوان گردید.

·         مطرح شدن چین و هندوستان منحیث قدرت های بزرگ منطقوی هم نکاتی است که بعد از تجاوز در ذهنیت عامه جهان گسترش یافت و این روش تبلیغات جنگی است. بالیدن هندوستان منحیث قدرت اقتصادی بزرگ درمنطقه و کثرت سرمایه در آن سرزمین باعث برآشفتگی بیشتر از دوصد میلیون مسلمانی خواهد شد که درهندوستان زندگی می کنند و ازمزایای رشد اقتصادی بی بهره هستند. درضمن سکهای هند که مردمان نجیب خود را می دانند از ستم اجتماعی هندو ها نا راحت اند و اگر هندوستان در امر عدالت اجتماعی توجه جدی نکند ، باعث بر پاشیدگی این کشور عظیم در منطقه خواهد گردید. چینیها زیرک ترین سیاست را در منطقه دنبال می کنند. ازیک جانب دردستگاه اقتصادی امریکا نفوذ یافته اند و ازجانبی پرتگال را دراروپا از افلاس نجات دادند. روابط اقتصادی خود را با المان نیز وسعت بخشیده اند. درسطح جهانی دربخش صادرات مقام اول را درطی دو سال گذشته بدست دارند و المان را از مقام شامخ صادرات اقلام تجارتی به عقب راندند. چینیها اکنون  در شانگهای منطقه جذب برای همه ساختارهای علمی پیشرفته گردیده است و ثمرات این پیشرفت جذب بی حد نیرو های علمی به شانگهای می باشد.  موقعیت کنونی چین در منطقه وسیاست خیلی پررمز چینیها درافغانستان قابل دقت است ، زیرا دخالت چین برای خریداری مواد خام مس عینک افغانستان علایمی را خاطرنشان می سازد که آنها به مناطق مرکزی افغانستان توجه دارند.

·         ایران که پیام انقلاب اسلامی را بدنیا داده بود در عملیه گسترش این پیام متوسل به احیای تفکری نظام صفوی گردید . تفکر تشیع صفوی ونظام سیاسی صفوی جدید در ترکمنستان ، تاجکستان وازبکستان ازطریق فعالیت فغال ترکیه درمنطقه به عقب رانده شد ودنیای تسنن بعد از خوشبینی های نخستین بخصوص در باب حمایت لفظی از مسئله فلسطین سیاست تقیه گرای نظام صفوی جدید ایران را مظنون یافتند. همگرائی ایرانیان چه در تجاوز اول اتحاد جماهیر شوری وچه در حمله ناتو به افغانستان حکایه از همان سیاست تقیه گرا نظام جدید صفوی در ایران می کند. پیشامد غیر انسانی و غیراسلامی ایران نسبت به مهاجرین افغان یک سیاست دستوری و تبلیغاتی شناخته شده است. همکاری رهبر انقلاب آقای خمینی در تجاوز اول و همکاری رهبر دوم انقلاب آقای خامنه ای در تجاوز دوم برملا میسازد که منافع کوتاه مدت اهل ولایت فقیه درایران مانع همکاری درازمدت منظقوی با ملت افغان گردیده است. گرچه درین اواخز دیده شده است که اهل ولایت فقیه ایران باقرابت فکری که با رهبری تحریک طالبان دارد ، خواهان همکاری با یک بخشی از طالبان می باشد مگر آنرا مشروط برخفظ یک تعداد از خوانین تشیع  جدید صفوی در افغانستان میداند.

·         پاکستان که همکاری همه جانبه باقوای ناتو درجنگ افغانستان داشته و دارد ، قسمتی زیادی ازمنافع ملی خود را فدای هدفمندی های امریکا نمود. گرچه پاکستانی ها از روز های نخستین تجاوز شوروی تا کنون یعنی تجاوز امریکا بالای افغانستان بزرگترین رقم بهره مندی اقتصادی را نصیب خود ساختند ، مگر اکنون به یک بحران عمیق سیاسی و اقتصادی مواجه می باشند. هراس میرود که آن دولت از هم پاشیده گردد ، لیکن پاشیدگی این دولت نه به نفع هندوستان رقیب کلاسیک وی ، نه به نفع چین ، نه به نفع ایران ونه به نفع افغانستان می باشد. پاشیدن ساختار دولتی پاکستان باعث بر بی قراری اوضاع درهندوستان ، ایران و چین خواهد گردید. ایران که مشتمل بر اقوام عرب ، ارمنی ، کردی ، ترکی ، فارس وبلوچ است ، بیم خواهد داشت که این هم پاشیدگی پاکستان به ایران نیز سرایت خواهد کرد ، بخصوص در منطقه بلوچستان و کرد نشینان خطری مهلک برای ایران ملاحظه میگردد.

 

اکنون بر میگردیم به مطلب اصلی این نوشته  زیر عنوان هیولای دهشت افگنی و افلاس دیموکراسی.

در تاریخ روم معروف است که  قیصر روم  بنام نیرو (Nero) با وجودیکه از علم ودانش زمان برخوردار بود و زیرکی هوش خود را از زمان طفولیت زیر تربیت استادان مشهور زمان بمدارج عالیه رسانده بود ، ازچهارده ناحیه شهر روم ده ناحیه آنرا به آتش کشید. به آتش کشیدن شهر قدیم روم باعث نفرت بزرگان روم گردید. همان بود که نیرو گروندگان دین سماوی آنوقت را که مسحیت بود بعنوان حلقه دهشت افگن و آتش افروز معرفی کرد و درپی کشتن وریختن همه هستی آنها گردید. شماری زیادی اژ آنها را صلیب زد ، به زندان انداخت ، شکنجه کرد و بلاخره به زنان و مردان شان تجاوز نمود. به این ترتیب فتنه روم به فساد بزرگ انجامید وگروندگان ایمان راستین وحقانیت را در پنجال وحشت و قساوت گرفتار کرد تا بتواند از انتقاد سران روم خود را نجات دهد. البته شرایط اجتماعی و اقتصادی زمان نیرو که به یک جامعه مصرف و عشرت مادی مبدل گردیده بود ، خود تقاضا بر خون و جنون می کرد. برای رفع عطش شهوت و امیال مادی هرچه بیشتر به ظلم ، ستم  و جنگ های خونین نیاز میرفت تا رومیان را به امید اینده نگران گرداند و دربصیرت شان غبار نفرت وعداوت نشست و حقانیت را به تمسخر گرفتند و به باطل میل ورغبت ورزیدند. چنین است قصه عداوت نسبت به افغانها که شهکاری قرن بیست را از خود قهرمانه نشان دادند و زخم ناسور بر سینه اتحاد جماهیر شوروی زدند.

زمامدار یکتاز وقت آقای جورج بوش با مشاورین پنتاگون تئوری جنگ مداوم علیه دهشت افگنی را خلق کردند وهیولای بنام دهشت افگنی در دهنیت دنیا ایجاد نمودند ، تا بتوانند حریفان را از صحنه بیرون کنند و رقیبان قوم را در امریکا و اروپا آرام سازند وبرای شرکت های بزرگ تسلحیاتی خود بازار فروش مداوم مهیا سازند.

هیولای دهشت اقگنی بعنوان یک مفهوم بیسابقه دردنیای سیاسی کنونی مطرح گردید ، گرچه خردمندان بی نام این جوامع میگفتند که خوراک این هیولا سرمایه، قدرت و نخوت است ، مگر گوشهای زمامداران امریکا و اروپا مهرتکبرخورده بود و آنها دیموکراسی را به خور هیولا در سفره چیدند. با ضیافت بزرگ دیموکراسی و محتوای حقوق بشر تقلبی را درسفره مظلومان بمصرف رسانیدند تا اینکه دنیای دیموکراتیک به افلاس در سطوح مختلف خرد و عزت مبتلا گردید. دامن فساد درزمین گسترده تر شد . در فلسطین ، عراق ، افغانستان ، پاکستان ، لیبیا ، یمن ، سودان ، سوریه و بحرین آتش جنگ و خونریزی دوام یافت ومیدانیم که مفسدین زمین ازین راه ارتزاق می کنند. اهداف اولیه جنگی امریکا به ناکامی تام مواجه گردیده است.  گرچه ازاینسو و آنسو جرئت اقرار برزبان آماده میگردد ، مگر مجنونین جنگ و فتنه راه بازگشت ندارند. راه خلاصی ازین نزاع شفافیت درکلام وصداقت در عمل سیاسی است. حلقاتی سیاسی و یا نهاد بزرگ سیاست و قدرت اگر آرامی وصلح درمنطقه را منحیث یک امر مبتنی برتعقل و تفکر میدانند ، چاره ای جز تفاهم و مذاکره نخواهند داشت. زمینه سازی برای تفاهم و گفتمان یک مسئولیت انسانی ویک وجیبه ای بشر دوستانه و یک دستور خردمندانه است. هر سازمان و یا انجمن بین المللی ومنظقوی که برای تفاهم و مذاکره زمینه سازی می کند و درین راستا صادقانه تلاش میورزد ولو منافع اولیای خود را هم دنبال کند ، دوست دوامدار وباعزت مردم افغان است و ملت افغان مردمی بافخر ی اند که اینوع تلاش های دوستان صلح و آزادی را به هیچ صورت فراموش نخواهند کرد.

    

 

محمد عظیم آبرومند

عضو کمیسیون صلح وآزادی برای افغانستان

ارکرات ، جرمنی   26 سرطان 1390 هجری شمسی

مطابق 17 جولای 2011 میلادی