صلح

 نیاز ما و ملت ما!

احمد طارق فیض

 

صلح در کویرسوزان آب حیات در حلقوم های خشکیده است، صلح باران حیات بر زمین های سوخته است، صلح آفتاب امید در ظلمت کده است، صلح  گم شده افغان است که به تاراج و یغما برده شده، و بالاخره  با تائید الهی صلح خیر و بهتر است!

جنگ، بی ثباتی و اغتشاشات همواره مانع رشد، تعالی و ترقی جوامع شده است. با درک این واقعیت برتانیه کبیر ملتهای جهان سوم را طوری خورد و کوچک نمود و معضلی را در میان شان گذاشت تا آنها همواره مصروف جنگ و نابودی همدیگر باشند. تاریخ جوامع نشان میدهد که ملتهای بدامن غرب سقوط کردند که از جنگ و بی ثباتی رنج می بردند. جوامع جنگ زده و نا امن در واقع جوامع غیر مصئون و آسیب پذیر است، قدرت های بزرگ و استعماری همواره سعی میکنند کشور های جهان سوم را به میدان معرکه خواسته های نا عادلانه و غیر مشروع شان قرار بدهند. همچنان سرمایه های زیر زمینی، ارزشها، هویت و فرهنگ خودی و آینده ملت های متخاصم و جنگ زده مصئون نیست.

کشور جنگ زده ما که سه دهه از صلح محروم است فعلا به میدان رقابت قدرت های جهانی و منطقه مبدل گشته است. کشور های چون ایران، بعضی حلقات در داخل پاکستان، روسیه، هندوستان و کشور چین از جنگ بحیث جنگ در افغانستان نفع می برد. روسیه ازین بتشویش است که نامنی به آن طرف سرحدات شمالی کشور انتقال یابد بنا طرفدار جنگ در افغانستان می باشد و سعی دارد تا جریانات اسلامی را در افغانستان مصروف نگاه دارد. ایران همچنان بنا بر سیاست های مذهبی و اقتصادی خواهان تداوم جنگ در افغانستان می باشد. فعلا سالانه تنها بیشتر از هزار میلیون دالر کالای ایرانی وارد بازار افغانستان میشود در حالیکه در یک افغانستان آزاد و مستقل سیاست اقتصادی کشور طوری طرح ریزی میشود تا برای رشد و ارتقا تولید ملی باید حق اولویت به کالا های داخلی داده شود. همچنان حضور گسترده و فعال مذهبی، فرهنگی و اجتماعی ایران در افغانستان قابل تحمل نیست تنها در شرایط فعلی  میتوان همچو چیز را متصور بود. به همین ترتیب هندوستان سعی دارد تا پاکستان را بیشتر در قضیه افغانستان مشغول نگاه دارد.

برای اینکه افغانستان به خانه امن و امید مبدل شود و در بستر افغانستان آینده نسل های بعدی تضمین شود وافغانان گرامی زندگی مطمن داشته باشند. همینطور برای اینکه در جامعه امنیت و ثبات بیاید، چرخ اقتصادی کشور در حرکت بی افتد، و جامعه بطرف رفا و سعادت اجتماعی گام بر دارد قبل از همه چیزافغانستان نیاز به صلح دارد. اما صلح با کی و به چه مفهوم، و همچنان مبارزات مجاهدین بر کدام مسیر پیش میرود؟

اصطلاح صلح از طرف حکومت کابل و حلقاتی در داخل آن بشکل وارونه و غیر دقیق بکار برده میشود. از شش سال به این طرف حکومت کابل و در راس آن آقای کرزی مجاهدین را به صلح دعوت میکند یعنی به اسارت، پذیرش حضور نیرو های اجنبی و بیگانه، و پذیرش قانون اساسی دعوت میکند. صلح نزد حکومت کابل بیشتر به بازیچه سیاسی می ماند که میخواهد با استفاده از آن آینده نظام مفسد کابل را زیر خیمه فرسوده اشغال تامین کند. با تجربه نمودن چنین صلح سرنوشت خفتبار و نتیجه نا مطلوب دامنگیر جامعه میشود. آخرین کوشش حکومت کابل ساختن جرگه عالی صلح می باشد که در راس آن آقای برهان الدین ربانی قرار دارد. امریکا بیشتر از دو صد میلیون دالر مصارف جرگه عالی صلح را پرداخت کرد تا با سعی و کوشش در صفوف مجاهدین درز ایجاد نماید و عده را از پیکر مقاومت جدا کرده و به پروسه صلح داخل نمایند. صلح از آدرس شورای عالی صلح بیشتر معامله سیاسی بالای قدرت و نادیده گرفتن منافع علیای ملی می باشد.

سوال درینجاست که آیا مجاهدین جنگ را برای جنگ انتخاب نموده اند؟ و یا اینکه هدف از مبارزه و مجاهدت ده ساله رسیدن به صلح و ثبات دایمی می باشد. فرض علمی برین است که از بطن اشغال، مقاومت زاده میشود در طول تاریخ جوامع بشری، جامعه ای را سراغ نداریم که بعد از اشغال آنجا مقاومت زاده نشده باشد. در واقع مقاومت عکس العمل طبیعی جوامع اشغال شده و ملتهای به اسارت و ستم کشیده در مقابل حضور نیرو های بیگانه و اشغالگر می باشد. بنا برای خاتمه جنگ و تجربه نمودن صلح در نخست باید انگیزه و علل جنگ منتفی شود. علت عمده و اساسی جنگ در افغانستان حضور نیرو های بیگان و اجنبی می باشد بنا برای رسیدن به صلح و خاتمه دادن به جنگ علت اساسی و عمده آن منتفی شود. تا زمانیکه نیرو های بیگانه و یا پایگاه های آنان در کشور وجود داشته باشد جنگ فعلی خاتمه پیدا نمیکند. در ضمن صلح که استقلال سیاسی، منافع علیای کشور، آزادی، ثبات و امنیت، و متضمن آینده بهتر برای ملت افغانستان نباشد معنا و مفهومی ندارد.

برای اینکه جنگ در کشور خاتمه پیدا کند و صلح را به معنای واقعی اش تجربه نمایم حزب اسلامی افغانستان طرح پانزده فقره ای بنام میثاق نجات ملی را بحیث راه حل به جناح های داخلی و خارجی درگیر پیش نموده است. طرح میثاق نجات ملی معطوف بر مثلث خروج سرتاسری و تمامی نیرو های بیگانه و  اجنبی، جلوگیری از خلا قدرت و تکرار واقعات تکاندهنده و ناراحت کننده دهه سیزده هفتاد، و رفتن بطرف نظام دین محور مردم سالار. نظامیکه در آن حاکمیت از آن خدا باشد، ارزشهای اسلامی و ملی کشور در آن حفظ باشد و زعامت نظام با به تمثیل گذاشتن اراده ملت و در نتیجه آن انتخاب شود. نظامیکه پاک از معامله سیاسی بالای قدرت باشد و تمام اعم و غمش خدمت به ملت زجر کشیده افغان باشد و سعی نماید سرمایه های ملت، ارزشها، فرهنگ، هویت ملی و تاریخی، جان و سر های افغانان را مصئونیت بخشد.

در اخیر همه افغانان گرامی را دعوت میکنم، اگر معتقد هستید داشتن جامعه مستقل و آزاد، امن و با ثبات، جامعه ای مرفه و متضمن آینده بهتر از حقوق حقه شما و ملت تان است و اگر باور مندید که خواسته های حزب اسلامی یعنی خروج نیرو های خارجی، جلوی گیری از جنگهای داخلی و رفتن بطرف تجربه کردن اراده ملی جامعه و کشور درد دیده ما را بر مسیر سعادت و بهروزی هدایت میکند پس چه عیب دارد برای رسیدن به صلح و اهداف متعالی همگام و هم رکاب با حزب اسلامی شوید؟