تداوم جهاد و تاکيد بر آن کاخ ستمگران را سرنگون می سازد
تداوم جهاد و تاکيد بر آن کاخ ستمگران
را سرنگون مى سازد
محمود الحسن جاهد
هنگامى که انسان، خاصيت انسانى اش را از دست داده از صفت مَلَکى دور و بسوى رذايل ميلان کرده لِمَه شيطانى را در وجودش تقويه و درين راستا حرکت کند کارى را انجام مى دهد که شرافت و کرامت انسانى را زير پا کرده در خدمت شيطان قرار ميگيرد چنين انسان از چارپاى بدتر و در رديف بدترين حيوان جاى ميگيرد، هدف اصلى زندگى نزد او خوردن، نوشيدن ، هوسرانى، فساد و تباهى است از ارتکاب هر نوع عمل منافى انسانيت ، لذت برده گاهى هم فکر نمى کند که بخاطر چه خلق و بايد در زندگى چه کارى را انجام دهد؟ آيا فرق در ميان او و يک حيوان وجود دارد يا نه ؟ از چه خلق شده و سر انجام چه ميشود؟ کرامت و عزتى را که خدا به او داده و در ميان موجودات امتياز و برترى هاى که نصيب او شده است براى حفظ و نگهداشت آن چه بايد کند؟ و ده ها سوال ديگرى.
گاهى مال دنيا سبب غفلت انسان شده شيطان ازين راه او را به بى راهه مى کشاند، محبت افراطى با مال دنيا، سبب از بين رفتن وجاهت شده ، قلب انسان را مکدر و مسخ ميسازد ، همين انسان درين حالت، فکر مى کند که تفوق و برترى در مال و دارائى مادى بوده مال و سرمايه، او را برمسند خلافت، کرامت و شهنشاهى مى رساند، و او بايد منحيث خواجه و بادار ، ديگران را به غلامى و اسارت بکشاند و اين مال و سرمايه را عزت و سبب وصول و عروج به کمال مى پندارد، درحاليکه اين انتباه او انتباه ناقص و غير عاقلانه است ، زيرا مال دنيا به تنهائى نه سبب عروج و کمال ميگردد و نه باعث نجات و سعادت . بايد آنها تاريخ زندگى بشر و اسلام را بخوانند که قارون با وجود آنکه بزرگترين سرمايه دار و بيشترين مال دنيا را بدست داشت با کبر و غرور و مباهات بر زمين گام مى گذاشت، انتباه غلط و ديد ناقص او راه را براى تباهى اش باز کرده با بى عزتى کامل به زمين فرو برده شد .
گاهى هم تکيه برمسند قدرت صفات انسانى را از انسان ربوده او را مسخ ميسازد در ظاهر داراى کالبد انسانى اما در حقيقت رول شيطان را بازى کرده جنايات بزرگ و نابخشودنى را انجام مى دهد هر عمل ظالمانه را شيطان براى او مزين جلوه داده کارهاى خوب و پسنديده به نظرش ناپسند معلوم شده با تقاضاهاى شيطانى اش منطبق نمى باشد روى اين او حيثيت شيطان را داشته چون شيطان در مسند قدرت تکيه زده تا آخرين توان براى سرکوبى مردم از هرنوع وسايل و امکانات مادى استفاده کرده از قتل و کشتار مردمان بى گناه دست بر نمى دارد. در هر دور از تاريخ نمونه هاى بارز و شواهد زنده از سلطه جويان و صاحبان قدرت که نقش شيطان را بازى مى کنند در مى يابيم .
قرآن مجيد فرعون را که يکى از بزرگترين جانيان وحشى و ستمگران قسى القلب بود مکرر به مردم معرفى و ديگران را تنبيه مى کند تا از پيروى نقش پاى اين شيطان دست برداشته در زندگى محتاط و براى انجام عبوديت و بندگى آماده باشند.
قرآن پاک صفات و طرز العمل اين قماش مردم را که از سلطه و قدرت سوء استفاده کرده آشوب بزرگ را در منطقه و جهان بر پا مى کنند واضح بيان مى کند تا در هر دور از تاريخ ، زمامداران فاسد و خون آشام خوبتر شناسايى شده بخاطر سقوط کاخ ظالمان قيام و مبارزه صورت گيرد.
شناخت عميق از قرآن و قصه هاى قرآنى به ما تعليم مى دهد که دجالان عصر کنونى چون بُش، اوباما و بقيه حاکمان جابر کشورهاى کفرى که با عنوان هاى مختلف و ائتلاف هاى ناميمون و نا مقدس عليه مسلمان ها دست به کار شده اند همه از جمله همان قدرتمندان و زورگويان کاذب و شيطان صفتى اند که جز ظلم و استبداد و آدم کشى ديگر حرفه و کارى ندارند دلهاى آنها مسخ و در ظاهر با چهره انسانى و صورت آدمى چهره نمائى مى کنند در حقيقت شيطان هاى اند که داراى قلب مرده و آگنده از خباثت و پليدى ها با حق مقابله و بخاطر حاکميت سلطه شيطانى کار و فعاليت مى نمايند.
سرمايه داران فاسد و حاکمان جابر، دنيا را بسوى تباهى کشانده با همه خوبى ها مقابله و فساد را حاکم مى سازند، سرمايه داران، مال و سرمايه و حکمرانان فاسد سلطه و اقتدار را، جهت اشاعه فحشاء و منکر و ازبين بُردن معروف، به کار ميگيرند يکى ممد و همکار ديگرى واقع شده با تمام قدرت و توان تلاش مى کنند تا کاخ هاى ظالمانه را بنا و با شوخ چشمى و بى حيايى کامل با حق و پيروان آن بجنگند، نا آرامى و جنگ و کشمکش ها را بوجود آورده نگذارند که مردم آرام و آسوده زندگى کنند.
يگانه راه مطمئن که اين کاخ هاى ظالمانه ستمگران را فرو ريزانده نظام هاى الحادى را نابود سازد تداوم جهاد و تاکيد بر آن است اين راه راه غلبه حق و نابودى باطل است ، تداوم جهاد و تاکيد بر آن فرعون ها و قارون ها را از بين برده راه را براى آزادى بيچارگان هموار ميسازد، نمى گذارد که ستمگران با خواست هاى شيطانى سرنوشت ملت ها را در دست گرفته شيطان را در دنيا حاکم سازند، چنانچه عملاً ديده ميشود که مجاهدين به گونه هاى مختلف زور گويان را ضربه محکم زده بر اقتدار و سلطه جابرانه شان خاتمه مى دهند.
چون جهاد يک فريضه الهى، سبب فوز و فلاح دارين و دستور اکيد شرعى است بناءً مجاهدين، مسلمانان محبوب در نزد خدا بوده امداد الهى با آنها صورت ميگيرد، آنها مورد حمايت خداوندى واقع شده با وجود آنکه از امکانات و وسايل مادى محروم اند در جهاد و مبارزه کامياب و ستمگران وحشى را در ميدان جنگ و مقابله شکست مى دهند.
گردانندگان چرخه شيطان و استکبار جهانى قرن جديد، که امکانات وافر مادى را در دست و قدرت سياسي مضبوط را در اختيار دارند خواستند که اميال شيطانى شان را در گوشه هاى ديگرى از جهان پياده ساخته دايره هوسرانى و تباهى شان را وسعت بخشند،که به همين منظور بر ملت هاى مسلمان افغانستان و عراق هجوم آورده ، بى شرمانه افغانستان و عراق را اشغال و براى اجراى ماموريت الحادى و شيطانى جنايات بى شمارى را مرتکب شدند ، اگر مقاومت شديد مجاهدين، تداوم جهاد و تاکيد بر آن نمى بود، استقلال، حريت و آزادى وجود خارجى و مصداق عملى نداشته انسان بهايى انسانى را کاملاً از دست داده ملت هاى مظلوم مانند حيوانات در بازارها خريد و فروش و قيمت سر يک انسان کمتر از يک حيوان مى بود، حيثيت انسانى کاملاً از بين رفته نظام بردگى عملاً آغاز و در ترويج و اشاعه آن تلاش همگانى صورت ميگرفت ، اين خواست اساسى و اصلى همين دجالان کوردل است که همه روزه صدها انسان بى گناه را به قتل رسانده از راه زمين و هوا منازل مسکونى مردم را تخريب مى کنند در چنين شرايطى که هر انسان اين واقعيت را پى برده به برنامه هاى تخريبکارانه و ضد انسانى استکبار جهانى آشنايى دارد، سرمايه داران مسلمان را لازم است تا از مال و سرمايه دست داشته، آخرت شان را آباد سازند و مطابق دستور خدا و پيغمبر از مال که خدا براى آنها داده است استفاده نيکو کرده بخاطر فرو ريزاندن کاخ هاى ستمگران با مجاهدين و آزادى خواهان که بخاطر آزادى ملت ها مى رزمند کمک نمايند، مالى را که خدا داده و در حق شان احسان بزرگ نموده است خود را مالک اصلى آن نپندارند بلکه چنان تصور کنند که اين يک امانت الهى بوده مسؤليت بزرگى در پيش روى شان قرار دارد هم چنان مردان که بر اريکه قدرت تکيه زده خود را مسلمان مى گويند و سرنوشت توده هاى عظيم مردم به چگونگى عمل کرد و حکمروائى آنها گره خورده است از محاسبه روزآخرت سخت در هراس بوده غافل و بى باک نباشند ، عاقلانه بينديشند که چگونه گام بردارند تا حقوق رعاياى شان را اداء و از مواخذه الهى نجات يابند.