مصاحبه محترم حکمتیار صاحب

با تیلویزیون افغان نیوز

۱.      آيا حزب اسلامى با دولت كنونى افغانستان حاضر به مذاكره است و اگر حاضر است چه شرايط و پيشنهادات در زمينه گفتگو ها دارد؟

جواب: حزب اسلامي چند دور مذاكرات با امريكا و حكومت كابل داشت، كه به دعوت طرف مقابل صورت گرفته، شرائط اساسى ما در اين مذاكرات خروج تمامى نيروهاى خارجى از افغانستان و برگزارى انتخابات آزاد و عادلانه پس از آزادى كشور بود، قبل از آخرين نوبت مذاكرات اين پيام را از جانب مقابل دريافت كرديم كه با بندهاى اساسى طرح حزب اسلامى موافق اند، هيئت حزب پس از دريافت اين پيام به كابل رفت، در اثناى همين مذاكرات بود كه رسانه هاى خبرى اظهارات برخى از مقامات امريكايى را مبنى بر تصميم واشنگتن در رابطه به دوام حضور سربازان امريكايى پس از ۲۰۱۴ گزارش دادند، اين مقامات از كانادا و استراليا خواستند تا سربازان آنان نيز نيروهاى امريكايى را پس از ۲۰۱۴ همراهى كنند. در توافقنامه ستراتيژيك ميان كرزى و اوباما نيز با الفاظ مبهم به آن اشاره كرده اند. توافقنامه ستراتيژيك بر ادامه جنگ در افغانستان و منطقه و دوام اشغال افغانستان تأكيد مى كند، ادامه حضور نظامى امريكا در كشور ما هيچ تعبير ديگرى جز ادامه جنگ و اشغال ندارد. اين توافقنامه براى ملت افغان بديل و انتخاب ديگرى جز ادامه مقاومت نمى گذارد. ما تا اخراج آخرين سرباز نيروهاى اجنبى از كشور خود به جهاد ادامه خواهيم داد و آن را بيش از سابق تشديد خواهيم كرد.

هر معاهده اى كه ادامه حضور نظامى امريكا را تضمين كند، جنگ غرب عليه اسلام را جنگ ضد تروريزم بخواند، به اشغال كشور مشروعيت بخشد، از نظر ما و فرد فرد ملت افغان محكوم و مردود است. از نظر ما حضور نيروهاى بيگانه در كشور؛ تحت هر نام و عنوان و با توسل به هر بهانه اى به معنى اشغال كشور بوده، مغاير حاكميت ملى، منافى استقلال و آزادى كشور و متصادم با باورهاى دينى افغانها است، معتقديم كه جز عناصر ذليل، فرومايه و غلام صفت هيچ افغان سربلند و مؤمنى با آن توافق نخواهد كرد، حتى اگر اين حضور براى چند روز هم باشد.

۲.      پيش ازاين هيئت حزب اسلامى براى گفتگو با دولت افغانستان  به كابل آمد و پيشنهادى ۱۷ ماده يي را مطرح كرد كه برخى مواد آن مورد پذيرش حكومت كرزى قرار نگرفت، آيا تعديلات در اين پيش شرط بوجود آمده و يا خير؟

جواب: حكومت كابل متشكل از جناحهاى گوناگون با سليقه هاى متفاوت از هم است، وجه مشترك آنان فقط همسويى با اشغالگران و توافق با حضور نيروهاى بيگانه در كشور است، عكس العمل اين جناحها در برابر طرح حزب اسلامى متفاوت بود، برخى از آنها با طرح حزب اسلامى جز يكى دو بند آن موافق بودند، كمونيستهاى بيگانه پرست و دين ستيز، غربگراهاى مفسد كه هويت ملى و حميت افغانى شان را از دست داده اند و سائر گروههاى وطن فروش و كسانى كه در سايه حمايت اشغالگران به سفره رنگين، ثروتهاى باد آورده حرام و جاه و جلال كاذب دست يافته اند؛ خواهان ادامه حالت فعلى، حضور نيروهاى بيگانه و ادامه جنگ اند و از خروج نيروهاى بيگانه بيم دارند، جناب كرزى در ديدارش با هيئت حزب اظهار داشت كه با تمامى بندهاى طرح حزب جز يك بند آن موافق است، اين بند مربوط به سرنوشت پارلمان است، ما مانعى در حذف اين بند نمى بينيم. خواستيم نسخه تعديل شده طرح را بفرستيم، ولى پس از امضاى موافقتنامه ستراتيژيك با امريكا امكان ادامه تفاهم با حكومت كابل از ميان رفته، تا زمانى كه خروج تمامى نيروهاى اشغالگر از افغانستان تضمين نشود و از توافق طرف مقابل با اين شرط اساسى مطمئن نشويم؛ ادامه تفاهم با حكومت كابل را بيهوده مى شماريم.  

اوباما با سفر دزدانه و در تاريكى شب به كابل و امضاء توافقنامه ستراتيژيك و برخى از اظهاراتى كه در آن شب داشت خواست از يك سو مخالفين جنگ را كه بيش از 70 در صد مردم ايالات متحده را در بر مى گيرد؛ متقاعد سازد كه سربازانش را تا ۲۰۱۴ از افغانستان خارج مى كند و از سوى ديگر به مدافعين جنگ كه كمتر از سى در صد را احتوى مى كند بگويد كه پس از ۲۰۱۴ نيز در افغانستان حضور نظامى خواهند داشت، مى خواست اين مطلب در توافقنامه گنجانيده شود ولى در آخرين لحظات آنرا حذف كرد و به صيغه مبهم در آورد و چگونگى حضور نيروهاى امريكايى پس از ۲۰۱۴ را مبهم گذاشت.   

۳.      آيا حزب اسلامى قانون  اساسى افغانستان رامى پذيرد و در انتخابات آينده رياست جمهورى افغانستان اشتراك خواهيد كرد يا نه آيا اين انتخابات شفاف خواهد بود؟

جواب: موضوع تعديل در قانون اساسى به عنوان پيش شرط مطرح نيست، نظر ما اين است كه در رابطه به قانون اساسى اولين پارلمان منتخب تصميم نهايى اتخاذ كند، قانون اساسى دولت كابل نواقص و كمبودهاى زياد دارد، گروههاى شامل حكومت كابل نيز ملاحظاتى بر آن دارند، ائتلاف شمال با چند بند اساسى آن مخالفت دارد، ما در حاليكه با ملاحظات اين ائتلاف موافق نيستيم و آن را نادرست و به ضرر كشور مى شماريم، نسخه كاملترى ارائه كرده ايم.

از نظر ما انتخابات در زير چتر هليكوپتر هاى ناتو و در اثناى اشغال كشور مردود است و در آن شركت نخواهيم كرد.

۴.      گفتگو هاى حكومت افغانستان با طالبان در قطر جريان دارد و قرار است دفترى براى طالبان در قطر ايجاد شود و امريكا از اين دفتر حمايت ميكند آيا شما از اين عمل كرد راضى هستيد؟

جواب: ما ترجيح مى دهيم مذاكرات با طرف مقابل بدون وساطت ديگران و در داخل كشور باشد، طالبان مسائلى براى بحث با ايالات متحده امريكا دارد كه ما اعتراضى بر آن نداريم، ولى اين مذاكرات هر چند با توافقات توأم باشد به تنهايى كفايت نمى كند، قضاياى وجود دارند كه بايد در نتيجه تفاهم بين الافغانى حل و فصل گردند. ما با ايالات متحده امريكا و ناتو فقط يك موضوع براى بحث داريم: خروج بلا قيد و شرط از افغانستان، بقيه مسائل بايد ميان افغانها به بحث گرفته شوند و راههاى حل مناسب براى آن جستجو گردد.   

۵.      انگيزه جنگ حزب اسلامى با حكومت افغانستان چيست و گفته ميشود حزب اسلامى مى خواهد در قدرت سهيم شود در چى مبنا و اهدافى اينكار صورت خواهد گرفت؟

جواب: جنگ ما عليه حكومت كابل نه؛ بلكه عليه نيروهاى اشغالگر است، ما به تمامى مجاهدين مكرراً تأكيد كرده ايم كه تمامى ضربات شان را به نيروهاى اجنبى متوجه سازند و از درگيرى با نيروهاى امنيتى افغان خوددارى كنند؛ مگر اين كه مجبور شوند و از سوى اين نيروها مورد حمله قرار گيرند. اين جنگ پس از حمله امريكا بر افغانستان آغاز شد و تا زمانى ادامه خواهد يافت كه نيروهاى اشغالگر كشور ما را ترك كنند.

ما در حكومتى تحت سلطه اجانب هيچگاهى شركت نخواهيم كرد، خواست ما كسب قدرت نيست، براى آزادى كشور خود مى جنگيم، ما به اروپا و امريكا غرض جنگ نرفته ايم، در كشور خود عليه اشغالگران مى جنگيم.

ما به حكومت كابل به ديده حكومت دست نشانده و خادم منافع اجانب مى نگريم، كسانى به شركت در چنين حكومتى راضى مى شوند كه در برابر سلطه اجنبى خاضع بوده و اعتراضى بر آن نداشته باشند. كسانى كه در اثناى حضور نظامى نيروهاى اجنبى دم از حاكميت ملى، استقلال كشور، ديموكراسى و حقوق بشر مى زنند، در واقع سفسطه مى گويند، حرفهاى شان پوچ و ميان تهى است، مى خواهند با اين حرفهاى بيهوده ملت شان را فريب دهند، در حاليكه ملت ما بيدار و هوشيار است، و هرگز فريب اين حرفهاى مضحك را نخواهد خورد، در سرزمينى كه بيش از چهل كشور ديگر پايگاههاى نظامى دارند، زندانها دارند، در اين زندانها هزاران افغان مظلوم به گونه سبُعانه و وحشيانه شكنجه مى شوند، آيا افسانه حاكميت ملى و ديموكراسى حرف مضحك و پوچ نيست؟ آيا حكومتى كه رئيس جمهور آن قدرت و صلاحيت لغو يك اداره كوچك پى آر ټى در يك ولسوالى را ندارد، قادر به رهايى يك زندانى از هزاران زندانى در دهها زندان نيروهاى اجنبى در كشور نيست، وزراى كابينه و والى ها از سوى سفراى كشورهاى شامل ائتلاف امريكايى تعيين مى گردند و رئيس جمهور نه صلاحيت عزل آنان را دارد و نه صلاحيت تغيير آنان را، پارلمان به چندين وزير كابينه رأى عدم اعتماد مى دهد ولى رئيس جمهور قادر به كنار گذاشتن آنان نيست، آيا خنده آور نيست كه مدافعين فرومايه اين نظام ذليل از حاكميت ملى صحبت كنند؟! به اين جنابان مى گوييم: حقيقت حاكميت ملى را از صدها قريه اى بپرسيد كه مورد حملات شب هنگام كوماندوهاى وحشى امريكايى قرار گرفته، اطفال، زنان و پيرمردان شان كشته شده اند، و حتى پس از كشته شدن سوزانده شده اند، از زندانهاى بگرام، كندهار، خوست، گرديز، پنجشير، و سائر زندانها در پايگاههاى نيروهاى خارجى بپرسيد.؟ حقوق بشر غربى را از هتك حرمت به اجساد افغانهايى كه بدست اين ديموكراتهاى وحشى به قتل رسيده اند به قضاوت بگيريد!!، شما كسانى هستيد كه ديروز رژيم كمونيست وابسته به مسكو را نيز ديموكرات مى خوانديد و نيروهاى شوروى را رفقاى انترناسيوناليست خود خطاب مى كرديد، امروز نيروهاى اشغالگر امريكايى را نيروهاى جامعه بين المللى يعنى همان انترناسيوناليست قبلى مى خوانيد، آنان را حامل پيام ديموكراسى و ضامن حقوق بشر مى شماريد!!  

 

۶.      برخى از گروههاى افغانى استخبارات منطقه را متهم به حمايت از مخالفين نظام مى كنند، چه پاسخى به اينها داريد؟  

جواب: به اينها مى گوييم: آيا مضحك نيست كه شما در حالى كشورهاى همسايه و استخبارات آنها را به مداخله در امور كشور و حمايت از مجاهدين متهم مى كنيد كه خود عملاً در زير چتر حمايت صد و پنجاه هزار سرباز مسلح و استخبارات چهل و هفت كشور شامل ائتلاف به رهبرى امريكا بسر مى بريد؟!! مگر ايران و پاكستان از حمله امريكا بر افغانستان حمايت نكرد؟ مگر گروههاى وابسته به همسايه هاى ما عملاً در حكومت كابل سهم فعال ندارند؟ مگر مناصب كليدى در حكومت كابل به آنان سپرده نشده؟!! آيا عجيب نيست كه مداخله معلن، فاحش، خائنانه و ظالمانه را جائز مى شماريد و آن را به استناد مداخله مجهول قابل توجيه و تأييد مى خوانيد؟! چه كسى و كدام انسانى باشعور و با احساس اين توجيه قبيح و شنيع را خواهد پذيرفت؟!!

۷.      منابع مالى حزب اسلامى از كجا تمويل مىشود، آيا درست است كه برخى كشور هاى اسلامى شما را كمك مى كند؟

جواب: چرا نمى توانند از چنين كشورى نام ببرند؟ كدام كشور اسلامى جرأت حمايت از مجاهدين را دارد؟ كاش  در تمامى دنيا يك كشور اسلامى از مجاهدين حمايت مى كرد، كاش در جهان اسلام يك زعيم مؤمن غيرتمند و دلسوز به حال امت مى بود و رگ غيرتش مى جنبيد و ملت مظلوم ما را در جنگ آزادى اش كمك مى كرد، اگر مجاهدين چند ميزايل سر شانه اى در اختيار مى داشتند و پرواز هليكوپتر هاى امريكايى را مختل مى كردند و اگر تعدادى از وسائل شب بين مى داشتند و به كمك آن عمليات شبانه كوماندوهاى امريكايى را مختل مى كردند، يقيناً كه امريكاييها مدتها قبل به ترك كشور ما وادار مى شدند، مشكل امت اسلامى رهبران منافق، بى همت و جبون است كه امت را به اين وضع دردآور كشانده و از هر سويى مورد حملات دشمنان اسلام قرار گرفته، ما با اعتماد به پروردگار خود و به نصرت الهى و با امكانات ذاتى خود اين جهاد را آغاز كرديم، خدا را براى خود كافى مى شماريم، به درگاه ديگرى چشم طمع و اميد نداريم و در روى زمين جز افراد مؤمن و مجاهد حامى و كمك كننده اى نداريم. باور كنيد كه مجاهدين باروت را خود از مواد عادى و قابل دسترس تهيه مى كنند، بمهاى ريموت كنترول را خود مى سازند، در اين پنجاه و شش كشور اسلامى يك كشورى نيز وجود ندارد كه از داعيه بر حق ملت مسلمان افغان مردانه وار و جرأتمندانه حمايت كند، چه رسد به كمك نظامى و مالى با مجاهدين!!

 

۸.      نيروهاى خارجى  بيشتر طالبان و حزب اسلامى را به كشتار افراد ملكى متهم ميكنند ديدگاه شما در اين زمينه چى است؟

جواب: مبلغين نيروهاى خارجى دروغ مى گويند، مسئوليت تمامى حوادث خونين و كشتار افراد ملكى؛ پس از تهاجم ايالات متحده امريكا بر افغانستان؛ به نيروهاى مهاجم بر مى گردد، همواره و در تمامى موارد سربازان آنان به كشتار بى رحمانه افراد ملكى متوسل شده اند، اينها اند كه پس از كشته شدن سربازان شان بدست مجاهدين از اهالى مناطق همجوار ساحه عمليات انتقام مى كشند، دهات را زير آتش مى گيرند و بمبارد مى كنند، ما به مجاهدين خود اكيداً توصيه كرده ايم كه از هر نوع عمل نظامى كه افراد ملكى را متضر مى سازد جداً خوددارى كنند، كسى نمى تواند يك مورد عملياتى را نشاندهى كند كه از سوى مجاهدين حزب اسلامى صورت گرفته و منجر به متضرر شدن افراد ملكى شده باشد. كشتار افراد ملكى توسط سربازان امريكايى به حدى رسيده كه جناب كرزى از آن مكرراً شكايت مى كند، و از مقامات امريكايى با الحاح مى خواهد سلسه آن را متوقف سازند، تمامى شهرهاى بزرگ كشور شاهد تظاهرات گسترده مردم عليه نيروهاى خارجى و كشتار افغانهاى مظلوم توسط اين نيروها بود.

 

۹.      آيا رهبرى حزب اسلامى تمايلى دارد اگر حكومت افغانستان زمينه را براى گفتگو و حفاظت جان وى مساعد سازد به افغانستان برگشته و آزادانه كار نمايد؟

جواب: ما جواب اين پرسش را به حكومت كابل داده ايم، به ما مكرراً پيشنهاد كردند كه به كابل برويم، در حكومت سهم فعال و دلخواه داشته باشيم، امنيت ما را تأمين مى كنند و چندين خانه مصئون و مرفه در اختيار ما مى گذارند... در جواب گفتيم: يك روز در سنگر دفاع از كشور را بهتر از صد سال رياست جمهورى حكومت فعلى كابل مى شماريم، در اين بيش از ده سال كه تحت تعقيب دشمن بودم در بيش از چهل خانه چون مهمان بسر برده ام، در خانه دوستان و همسنگرانم، در برخى چند روز، در برخى چند ماه و در برخى بيش از آن، در شرائطى كه هر لحظه احتمال حمله كوماندوهاى امريكايى بود، در اثنايى كه هر يكى از اين خانه ها را ترك كرده ام اهل خانه اشك ريخته اند، و اين در حالى كه خوب مى دانستند اگر خانه شان مورد حمله كوماندوهاى امريكايى قرار مى گرفت چه بر سر شان مى آمد، يا تمامى اعضاى خانواده به قتل مى رسيدند و يا دست بسته به گوانتانامو انتقال مى شدند، من هر يكى از اين خانه هاى محقر را بر قصر رياست جمهورى ترجيح مى دهم، نه در محلى كه امنيتش از سوى نيروهاى اجنبى تأمين شود خانه اى هر چند شبيه قصر باشد مى خواهم و نه در گورستانى كه گرد تانكهاى اين نيروها بر آن بنشيند قبرى مى خواهم، نمى خواهم در سايه حمايه نيروهاى اجنبى خانه و دفترى داشته باشم. گفتم: نه به خانه ضرورت دارم و نه به حمايه ديگران براى تأمين امنيت، حمايه پروردگارم را كافى مى شمارم، بر خانه گلى خود اكتفاء مى كنم، اگر فرصت آن را بيابم كه در خانه خود، همان اولين خانه اى كه بدست كمونيستها ويران شد و تا امروز ويران مانده، با سربلندى و اطمئنان خاطر و در حالى بسر برم كه كشورم آزاد باشد و پرچم سبز اسلام در اهتزاز، به آروزى خود رسيده ام.  

۱۰.   اگر پيش شرط هاى شما از سوى حكومت پذيرفته نشود و به توافق با حكومت افغانستان دست نيابيد واكنش بعدى شما چى خواهد بود؟

جواب: اگر نيروهاى صليبى بر دوام اشغال افغانستان اصرار ورزند ما انتخاب ديگرى جز ادامه جهاد نخواهيم داشت، در اين صورت جهاد را چون نماز و روزه يك فريضه الهى مى شماريم، ملت مظلوم خود را تنها نخواهيم گذاشت، به پيروزى حتمى جهاد باور خلل ناپذير داريم، معتقديم كه إن شاء الله ملت ما در اين جهاد نيز موفق خواهد شد، ايالات متحده امريكا به سرنوشت اتحاد شوروى روبرو خواهد شد، مردم امريكا از اين جنگ هيچ حاصلى نخواهند داشت، پنتاگون هرگز قادر نخواهد شد با استخدام سربازان اجير افغانى به اهداف شوم خود نائل شود، اين سربازان تا زمانى خواهند جنگيد كه از بالا هليكوپتر هاى شما بر آنان سايه افگنده باشد و از عقب افسران شما آنان را به جلو رفتن بگمارند و وادار كنند، پس از خروج نيروهاى شما همه پراگنده خواهند شد، سلاحهاى دست داشته شان در اختيار مجاهدين قرار خواهد گرفت و تجربه ناكام مسكو در رابطه به تأسيس اردوى افغانى تكرار خواهد شد!! آيا براى شما كافى نيست كه تا حال بيش از يكهزار حمله از سوى سربازانى عليه شما صورت گرفته كه توسط شما آموزش ديده اند و با سلاحهاى امريكايى مجهز شده اند، يعنى حد اوسط در هر چهار روز يك حمله از سوى همين سربازان عليه شما انجام شده، آيا اين نشانه روشن آن نيست كه افغانها در برابر اشغالگران حساسيت دارند، هر افغانى كه مرمى تفنگش به سربازان اجنبى برسد از فشار بر ماشه تفنگش دريغ نخواهد كرد و شاجور تفنگش را حتماً در سينه مهاجمان خالى خواهد كرد؟!! مطمئن باشيد كه براى مقابله با نيروهاى اجنبى افراد مؤمنى كه به صفوف نيروهاى امنيتى غرض حمله بر اشغالگران نفوذ كرده اند كفايت مى كند!!

۱۱.   برخى ها از اعضاى حزب اسلامى ميگويند كه ما حكومت اسلامى در افغانستان مىخواهيم حكوت اسلامى در زمان مجاهدين در افغانستان بود و حالا همچنان اما شما موافقت نكرديد چرا؟

جواب: كسانى كه شناختى از اسلام و نظام اسلامى دارند به خوبى مى دانند كه نه نظامهاى گذشته ما اسلامى بودند ونه نظام كنونى، ملت ما از گذشته هاى دور تا حال شاهد حكومت واقعاً اسلامى نبود، نظام اسلامى به نظامى گفته مى شود كه در تمامى ابعاد زندگى مردم شريعت اسلامى حاكم باشد، عدالت تأمين شود، مال، جان و عرض مردم از هر نوع تعرض مصئون باشد، اولى الامر از سوى مردم و در نتيجه بيعت معلن و غير مكره انتخاب گردد، زمامداران در خدمت مردم باشند، محك حلال و حرام و معيار جائز و ناجائز تنها دين خدا باشد، تمامى منازعات فردى و اجتماعى، در بخشهاى حقوقى، مالى، سياسى، اجتماعى، فكرى و اعتقادى به قرآن راجع شود و فيصله قرآن آخرين فيصله تلقى گردد.      

۱۲.   راه حل را شما در چگونه يك نظام و رهبرانى در افغانستان مى بينيد؟

جواب: در قانون اساسى كه از سوى حزب اسلامى ارائه شده؛ مشخصات يك نظام خوب اسلامى و مواصفات قيادت صالح معرفى گرديده، شما را به مطالعه آن دعوت مى كنم، پاسخ دقيق و مفصل اين پرسش را در آن خواهيد يافت، اما جواب مختصر اين است: ما براى حل بحران كشور طرح جامع و مبتنى بر واقعيت ها به نام (ميثاق ملى نجات افغانستان) داريم، كه راه حل واقعى و مطمئن بحران را ارائه مى كند، بندهاى اساسى اين طرح اينها اند:

۱.           گروههاى افغانى مطرح در جريانات كشور بدون وساطت جهت هاى خارجى به تفاهم بنشينند، و بر طرحى توافق كنند كه ضامن خروج نيروهاى بيرونى، خاتمه جنگ و تأمين صلح پايدار باشد و براى خروج نيرو هاى اجنبى تقسيم الاوقات قابل قبول ارائه كند.

۲.           از زمان اعلان اين موافقتنامه تا پايان مدتى كه در تقسيم الاوقات تحديد مى گردد، نيرو هاى خارجى از شهرها و محلات مسكونى و همجوار با آن خارج گرديده و در قرارگاههاى نظامى كه براى اسقرار موقت آنها تعيين مى شود، مستقر گردند.

۳.           امور امنيتى كشور بطور كامل به نيرو هاى امنيتى افغان سپرده مى شود. نيرو هاى خارجى در هيچ گوشه افغانستان، تحت هيچ نامى و در هيچصورتى حق عمليات خودسرانه، تلاشى خانه ها و دستگيرى افغانها را ندارد.

۴.           در اين مرحله قدرت به حكومتى موقت انتقال مى يابد كه براى تمامى جناحهاى افغانى  قابل قبول باشد، اگر احياناً توافق بر چنين حكومتى مقدور نباشد ما اين را نيز مى توانيم بپذيريم كه انتخابات تحت اشراف حكومت فعلى برگزار شود؛ مشروط به اين كه به توافق همه؛ تغييراتى در آن ايجاد شود كه از حالت كنونى اش بر آيد و براى تمامى جناحها قابل پذيرش شود. در حكومت موقت بايد كسانى نباشند كه به فساد، خيانت ملى، دين ستيزى و جنايات جنگى متهم اند و در حلقه رهبرى قواى سه گانه امنيتى كسانى قرار نداشته باشند كه در حمايت از يك گروه عليه گروه ديگرى جنگيده اند.

۵.           پس از خروج نيرو هاى خارجى؛ براى انتخاب رئيس جمهور جديد كشور، اعضاء ولسى جرگه و شورى هاى ولايتى انتخابات آزاد، همزمان و بر اساس نمايندگى متناسب برگزار مى شود.

۱۳.  حملات  انتحارى كه در افغانستان انجام مىشود از سوى هر گروهى كه صورت مىگيرد شما با آن موافق هستيد و يا خير؟

جواب: عمليات شهادت طلبانه اى كه هدفش ضربه زدن به دشمن دين و وطن باشد و صدمه اى به افراد غيرمحارب نرساند، مورد تأييد اسلام بوده و ما از آن حمايت مى كنيم. درست نيست كه عمليات شهادت طلبانه به نام حملات انتحارى ياد شود، انتحار و خود كشى كه از يأس نشأت كند از نظر اسلام حرام است ولى به استقبال شهادت رفتن و وقف جان و مال در راه خدا چنان مقام و منزلت بلندى در اسلام دارد كه هيچ عمل نيكى به پاى آن نمى رسد.

بايد به اين مطلب نيز توجه داشته باشيم كه دشمن براى مقاصد تبليغاتى، در مناطق مزدحم، مساجد، مدارس، مكاتب، شهرها و بازار ها به انفجاراتى دست مى يازد و از طريق رسانه هاى مزدور و گماشته شده به نام عمليات انتحارى تبليغ مى كند و آن را به مجاهدين نسبت مى دهد، ما نه تنها اين گونه عمليات را به شدت محكوم مى كنيم بلكه آن را از سوى استخبارات دشمن مى شماريم، معتقديم كه هيچ مجاهد مسلمانى به چنين كار قبيح و مغاير ارزشهاى دينى مبادرت نمى ورزد. 

 

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته